تبليغاتX
گلدان زندگی من

گلدان زندگی من

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

خداحافظ فرید خداحافظ فرخ ، بهرام ، نسترن ، ستاره ، ناهید و 61(شهاب) دلم برای همه تان تنگ می شود

دیگر شب ها ساعت یک ربع به

هشت کدام بهرام را ببینیم کدام فرید که با او به هیچکس خوش نمی گذرد ولی در عوض انسان متمدنی

است دیگر به کارها و رفتارهای کدام بهرام بخندیم دیگر چه کسی سریالی میسازد با موضوع آمار و انقدر

صریح درباره مشکلات جامعه سخن می گوید دیگر سریالی نمانده دیگر نویانی نیست دیگر فربدی نیست

دیگر فرخ سنگ دل نیست و فرید مرد شده است. اما چه فایده همان خوب بود که فرخ سنگ دل باشد و

بخواهد از دیگران سواستفاده کند و فرید مثل زنان باشد و نویان باشد و فربد از فرخ بیاموزد و نسترن بزند

در سر فرید بیچاره که کتابش چاپ نمی شود زنش طلاق گرفته و چهار تا فضایی ریختن در خانه اش!!!

چقدر بدبخت بود فرید چقدر مزخرف بود فرخ و چه بانمک بود بهرام  اما تمام شد و همه رفتند کاش باز هم

بیایند با یک موضوع دیگر و فضای دیگر و طنز دیگر و پیمان و محراب قاسم خانی دیگر و...........

و در آخر به قول دوست خوبم محیا جان: کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت!

تماس برای همیشه فرت!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت20:33توسط سارا | |

سلام

بدلیل درخواست بعضی از دوستان که گفتن همش تو وبلاگت چرت و پرت مینویسی(که من خودمم جزو

اون دوستانم!!!) میخوام توی این پست فقط جملات زیبا و قشنگ بزرگان رو بنویسم شما هم توی

قسمت نظرات اگه شعری مطلب قشنگی چیزی دارین بنویسین فقط خواهشا...

مودب باشین!!!

آنتوان چخوف : انسان همان چیزی است که خود باور دارد.

دعا التماس، زاري نيست، بلکه همدلي و يگانگي با خداست. جوليا ستن سيرز

زیاد فکر کردن آفت عمل است.(ناشناس)

اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا

نوازشي عاشقانه كنيم . شكسپير

سربر گريبان فرو بر، از دل خويش بپرس آنچه را كه مى داند. شكسپير

گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،

بر آن ها که می هراسند بسیار تند،

بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،

و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.

اما، برآن ها که عشق می ورزند،

زمان را آغاز و پایانی نیست.

«ویلیام شکسپیر»

چنان در کشف آثار خلقت جستجو کن که گویی جاسوس خداوندی!

اینم یه شعر زیبا:

باطن و ظاهرم تویی


من نه منم نه من منم

غایب و حاضرم تویی


من نه منم نه من منم

خلق نمود بود تو/من عدم و وجود تو


عین مظاهرم تویی


من نه منم نه من منم

سایه و روشنم تویی/گل تو و گلشنم تویی


منظر و ناظرم تویی


من نه منم نه من منم

نیستی از تو حذف شد/عالمی از تو مست شد


باده و ساغرم تویی


من نه منم نه من منم

قهر منی و الفتم/نور منی و ظلمتم


مؤمن و کافرم تویی


من نه منم نه من منم

به قول شهاب مسافران: من نه منم ننه ام منم!!!

 

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت19:57توسط سارا | |